پرنقش تر از فرش دلم بافته ای نیست

یا رب نظر تو برنگردد

"...بی بی های ما پایِ دارقالی حرف هایی می زدند...می گفتند تار و پودی که زنِ آبستن و زائو ابزار زده باشد، شل و وارفته است. فرشی که پیرزن بافته باشد، گرم است و به دردِ خواب زمستان می خورد...فرش دخترِ مجرد، تیزرنگ است و تند و چشم را می زند... اما همان ها می گفتند که امان از قالیِ نوعروس و دختر عاشق... نقش ش هزار راه می برد آدم را... نقشش غلط است؛ مرغش سر می کند توی گل و گلش می رود زیرِ بال و پرِ مرغ، اما عوضش تا بخواهی جان دارد..."

#قیدار_رضاامیرخانی


بعد از سالها که دارقالی توی خانه مان برپا شد، کافی بود تا چشم ها را ببندم و خودم را توی راهروی خانه قدیمی تصور کنم و که مدادهایم را ریخته ام روی زمین و دفتر نقاشی به دست، تصویر مادرم پای دار قالی را نقاشی می کشم. می توانستم خانه پدربزرگ را تصور کنم که ما توی حیاطش توی سروکله هم می زنیم و آقاجان توی زیرزمین ش پای دار قالی نشسته و دارد نقش می زند. 

وقتی مادرجان پای دار قالی می نشیند، صدای تارهایش یکنواخت است و دلنشین! من که بنشینم پای دار، انگار یک آدم ناشی نشسته باشد پای پیانو و هی انگشت هایش را یکی یکی بزند روی دکمه ها و بنگ و دنگ صدا دربیاورد.



۱۶:۰۵
بهارنارنج :)
۲۵ اسفند ۹۶ , ۱۶:۴۱
:)این کارا خوبه..ادم یادش میره گاهی چقدر سخت میگذره
از بس که گره زد به گره حوصله ها را

پاسخ :

خیلی خوبه:-)
به به:-)
هلما ...
۲۵ اسفند ۹۶ , ۱۹:۲۹
با اینکه نه پای دار قالی نشسته ام و نه پای نواختن پیانو. بااینکه که نه در خانه مان بساط دار قالی بوده و نه کسی در حال نواختن پیانو. بااینکه نه پدربزرگ دیدم و نه حیاط خانه آقاجان. بااینکه خانه مان هیچ وقت زیرزمین نداشت. ولی ولی میفهمم، این حس، این بوی کهنه رو میشناسم...

پاسخ :

هممون تو ناخودآگاهمون یه جای قدیمی رو تو یه زمان قدیمی یادمون میاد!
بانوچـ ـه
۲۵ اسفند ۹۶ , ۲۰:۲۴
خیلی حس خوبی داره... خیلی دوس دارم از نزدیک ببینم

پاسخ :

فرش که بافته میشه و بالا میاد و نقش ها یکی یکی رو میشن، شوق بافنده ش رو هم واسه ادامه زیادتر میکنند:-)
آذری قیز
۲۵ اسفند ۹۶ , ۲۲:۳۴
پشت دار قالی نشستن یه حالت فلسفی عجیبی داره
یه بار امتحانش کردم
پر از زندگیه این دار پر نقش و نگار
اما صد حیف که قدر نمی بینن قالی باف های ما

پاسخ :

من هر وقت نشستم پشت دار بااینکه خسته می شدم ولی دوست نداشتم بلند بشم:-) 
آقاگل ‌‌
۲۵ اسفند ۹۶ , ۲۲:۵۰
یادم افتاد قدیما خونه مامانم و ننه هم قالی می‌بافتن. شعرایی که می‌خوندن رو هم بعضی وقتا هنوز ننه می‌خونه. قدیما نمی‌دونستم این شعرا از کیه ولی بعدها فهمیدم بیشترشون از فایز دشتستانیه :)

پاسخ :

مامان هم موقع بافتن شعر میخونه به زبون ترکی:-) وچه شعرهایی :-)))
آشنای غریب
۲۵ اسفند ۹۶ , ۲۳:۰۶
چه حس خوبی !
و چه تعبیر خوبی ، تعبیر پیانو و نواختن یک فرد ناشی !

پدران منم بلد بودند واگه ریا نباشه :D
 منم کم و بیش به کار هاش آشنا هستم

پاسخ :

ممنون.
منم همون کم وبیش رو بلدم و خیلی هم دوستش دارم^_^
فرشته ...
۲۶ اسفند ۹۶ , ۰۸:۰۷
تا حالا امتحانش نکردم، ولی میدونم حس خوبی داره، مثل حس بین رنگ‌های این قالی:) خیلی خوشکل شده:)

پاسخ :

خلق کردن چیزی همیشه حس خوبی داره:-)
ممنون:-)
جناب دچار
۲۶ اسفند ۹۶ , ۱۴:۴۹
یعنی الان بگیم
فرش شما چه شکلی میشه ؟ :)

پاسخ :

نه:-)
اونو خودم میدونم.
جناب دچار
۲۶ اسفند ۹۶ , ۱۵:۲۲
خوبه که بروز کردی بالاخره :)

پاسخ :

خواهش میکنم.
لیمو جیم
۲۷ اسفند ۹۶ , ۰۹:۵۲
چقققدر هم قشنگ شده :-) 

پاسخ :

ممنووون:-)
آرزو ﴿ッ﴾
۲۸ اسفند ۹۶ , ۲۳:۲۷
چند وقت رفتم موزه‌ی فرشی که توی حرمه، اونجا برای اولین بار دار قالی رو از نزدیک دیدم. به نظرم سخت بود :دی
قالی‌های مناطق مختلف کشور رو که کنار هم دیدم به وجد اومدم از اون همه خلاقیت و طرح و نقش و رنگ خوشگل و خلاقانه :)
قشنگ شده قالی‌تون. و با ابهت! :)

پاسخ :

سخت هم که باشه، نتیجه کار رو ببینی همه ش شیرین میشه!
ممنون:-)
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی

درانتظار اتفاقات خوب

به رسم محبت به نام خدا..

بسم الله الرحمن الرحیم
سلام
اتفاق در لغت به معنای حادثه وپیشامد است
و اتفاق خوب همان پیشامدی است که حالمان راخوب می کند

آدمی که منتظر است
هیچ نشانه خاصی ندارد!
فقط
باهرصدایی برمیگردد


"یک نفر
کاش همین لحظه
همین جا فی الفور
برسداز ره و
حال دل من خوب شود.."

امضا:منتظراتفاقات خوب!


در منوی بلاگ ببینید "یک صفحه نور"‌
Designed By Erfan Powered by Bayan