کلاچ رو محکم بگیر!!

به نام خدا

روزهای اول یادگیری رانندگی، برای شروع حرکت که بلد نبودم چگونه پدال گاز و کلاچ را هماهنگ کنم، و کلی دردسر و حرص خوردن های مربی و کلی وسط راه خاموش کردن ها داشتیم. همیشه از چراغ قرمزها و توقف ها می ترسیدم چرا که بعدش شروع حرکتی بود و دوباره درگیری با کلاچ و...

بعدترها که یادگرفتم، جلسات بعدش انگار که چراغ قرمز مهربان تر شده باشد به راحتی توقف و دوباره حرکت. ونه مثل قبل ها نرسیده به چراغ کلی در دل بگویم خدا کند که سبز شود! انگار که از اول بلد بوده ام واینکاره.


خیلی اتفاقات، حرف ها و آدم ها شبیه همان پدال کلاچ و چراغ قرمزند. این روزها شاید سخت و پر از دلهره و نیازمند تلاش زیادند ولی اگر حواسمان را جمع کنیم و از پسشان بربیاییم، بعدترها با خیال راحت آنهارا پشت سر می گذاریم.

۰۷:۵۶
raha .
۱۰ مهر ۹۵ , ۰۹:۲۳
دقیقا همین طوره :)

پاسخ :

ممنون از حضورتون
زوج مهندس
۱۰ مهر ۹۵ , ۱۰:۲۸
تحلیل جالبی بود!
ولی نمیدونم چرا مشکل من با کلاچ حل نمیشه
فک کنم ماشین دنده اتوماتیک نیاز هست !!

پاسخ :

دنده اتوماتیکم آرزوست!! 
ولی با کلاچ کنار اومدم.
Samira ..
۱۰ مهر ۹۵ , ۱۲:۱۵
تمثیل قشنگیه:)

پاسخ :

:))
لیمو :)
۱۰ مهر ۹۵ , ۱۲:۳۳
دقیقا الان درحال دست و پنجه نرم کردن با همین اتفاق هام:-)

پاسخ :

موفق باشی.
شرف الدین
۱۰ مهر ۹۵ , ۱۲:۴۲
دقیقا همینطوره. خیلی وقتها ترسی که از یک اتفاق داریم، به خاطر آماده نبودن خودمون هست. اگر خودمون آماده باشیم، میفهمیم که اون اتفاق اصلا اتفاق بدی نیست

پاسخ :

و خیلی راحت ازش میگذریم.
yasna sadat
۱۰ مهر ۹۵ , ۱۳:۳۵
لااااایک واقعا همینه

پاسخ :

:))
mahsa
۱۰ مهر ۹۵ , ۱۳:۵۷
تو خوووبیییی!!

پاسخ :

:)))) شما بهتری. چه عجب از اینورا!!
آقاگل ‌‌‌‌
۱۰ مهر ۹۵ , ۱۳:۵۹
کلاچ رو آروم آروم باید رها کرد.
زندگی ما هم شبیه همین ماشینه است.
شبیه همین رانندگی.
موقع راه افتادن دوباره باید قدم قدم پیش بریم.

پاسخ :

درسته.
بای پولار
۱۰ مهر ۹۵ , ۱۴:۱۹
چه مثال خوبی بود. خیلی جالب بود، خیلی.

پاسخ :

:))
امیر بهزادپور
۱۰ مهر ۹۵ , ۱۹:۰۰
چه تعبیر قشنگی...
گاهی باید کلاج رو محکم بگیری...

پاسخ :

وبعد آروم آروم رهاش کنی.
raha .
۱۲ مهر ۹۵ , ۱۲:۳۲
عزیزم وبلاگایی که معرفی کرده بودی رو رفتم. متاسفانه می گه "آدرس اشتباه است"
فکر می کنم وبلاگ رو حذف کرده باشن :(

پاسخ :

تو لیست پیوندهای بلاگ هم هست.
"پژال"و "مهدیه عباسیان"
فاطمه نظری
۱۲ مهر ۹۵ , ۲۲:۲۷
:(:

پاسخ :

...
گمـــــــشده :)
۱۶ مهر ۹۵ , ۲۳:۴۹
من دو سال پیش رفتم اموزش رانندگی
موقع امتحانش وقت پیاده شدن گفت خب برو چایین
بدون این که ماشینو خاموش کنم و پامو از رو کلاچ بردارم و ترمز دستی رو بکشم داشتم می رفتم
گفت رد شدی
:/

پاسخ :

:))
گمـــــــشده :)
۱۶ مهر ۹۵ , ۲۳:۵۰
اون در مورد کلاس رانندگی
اکا در مورد ارتباطش با متن
این روزا حس تلاش کردن نیست
دلم می خواد لم بدم یه گوشه و فیلم ببینم
مثل اون وقتی که می خواستم بدون انجام کاری پیاده بشم
:/

پاسخ :

:) زندگیه دیگه.
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">

درانتظار اتفاقات خوب

به رسم محبت به نام خدا..

بسم الله الرحمن الرحیم
سلام
اتفاق در لغت به معنای حادثه وپیشامد است
و اتفاق خوب همان پیشامدی است که حالمان راخوب می کند

آدمی که منتظر است
هیچ نشانه خاصی ندارد!
فقط
باهرصدایی برمیگردد


"یک نفر
کاش همین لحظه
همین جا فی الفور
برسداز ره و
حال دل من خوب شود.."

امضا:منتظراتفاقات خوب!


در منوی بلاگ ببینید "یک صفحه نور"‌
Designed By Erfan Powered by Bayan