SHERLOCK

به نام مهربان ترین
روز انتخاب واحد، وقتی درس زبان فارسی رو انتخاب کردم، خیلی خوشحال بودم و فکر می کردم، سه ساعت هفته رو با حال خوب می گذرونم.اما... به این فکر نکرده بودم که گاهی"صاحب سخن، مستمع را بر سر ذوق آورد!"  استاد بزرگوار به قدری وارد مسائل حاشیه و خارج از درس و خارج از حیطه ادبیات و زبان فارسی می شود که حاصلی جز روی هم افتادن پلک هام ندارد! راه حلی که من توی چنین موقعیت هایی پیش می گیرم تا مانع بسته شدن چشم هام بشم، اینه که مداد رو دستم بگیرم و شعری یا نوشته ای گوشه ی کتاب یا دفترم بنویسم یا حتی نقاشی بکشم. اثر هنری(!!) که در تصویر می بینید، شاهد بر این قضیه هست.


پدرجان جوری دلیران تنگستان را تماشا میکردند که من شرلوک را. به همان میزان علاقه و همان میزان تمرکز!


ویک نکته تکراری که در سریال شرلوک هم دیدیم!

۲۰:۲۰
•✿ آرورا ✿•
۱۴ اسفند ۹۵ , ۲۰:۳۵
همون بلایی که استاد ادبیات من سر من - با این همه علاقه به ادبیات- آورد

پاسخ :

این علاقه حالا حالاها از بین نمیره:)
🍁 غزاله زند
۱۴ اسفند ۹۵ , ۲۱:۳۹
کاش یه بار دیگه شرلوک رو نشون بده :'( 

پاسخ :

میده;)
مهــ ـــسا
۱۴ اسفند ۹۵ , ۲۱:۵۱
تو چرا گرافیک نخوندی؟؟ :))

پاسخ :

الان ازم تعریف کردی؟؟دی:
هر وقت تو رفتی عکاسی منم میرم گرافیک;)
raha .
۱۵ اسفند ۹۵ , ۰۹:۳۶
شرلوک فوق العادست... ^_^

پاسخ :

بله^_^
دایی ‌‌جان
۱۵ اسفند ۹۵ , ۲۱:۲۸
تقریبا در 99 درصد موارد میزان لذت بردن از یک درس به میزان لذت بردن از صحبت های استاد اون درس ارتبط داره!

+کاش زبان فارسی و دروس عمومی رو با شاهنامه خوانی جایگزین میکردن...

پاسخ :

همین طوره.
گلستان سعدی رو هم بگن ما راضی هستیم:))فقط خوب بگن.
شرف الدین
۱۶ اسفند ۹۵ , ۱۱:۵۳
متوجه اون نکته تکراری نشدم. چیه منظورتون؟

پاسخ :

تو این قسمت مری به کشورهای مختلف میره، واینجا همونطور که تونقشه نشون میده و اسم تهران مشخصه داره از ایران عبور میکنه درحالی سواره شتره و توی بیابونه!!
چشم به راهم ...
۱۷ اسفند ۹۵ , ۱۹:۲۱
یاد خودم افتادم!
جزوه و کتاب هم کلاسیِ بینوای من همیشه پر بود از اشعار و دست نوشته های من! برای اینکه خوابم بپره :|

پاسخ :

خب چرا جزوه خودت رو نمی نوشتی؟!
جو لیک
۱۹ اسفند ۹۵ , ۱۲:۳۳
من دیگه هیچوقت دلم با شرلوک صاف نمیشه. یا حتی با استیون موفات.
بابا دیگه الان در عصر ماهواره و تلویزیون و اینترنت پر سرعت، نمیتونستی یه سرچ بزنی ببینی تهران کجاست آخه مرتیکه؟ :|

پاسخ :

من هنوز نتونستم بفهمم چه جوریه که رفت و آمدمون با شتره ولی بمب اتم هم می سازیم!
فکر کنم با استفاده از کود شترها بمب اتم هم میشه ساخت!!
مرتیکه:/
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی

درانتظار اتفاقات خوب

به رسم محبت به نام خدا..

بسم الله الرحمن الرحیم
سلام
اتفاق در لغت به معنای حادثه وپیشامد است
و اتفاق خوب همان پیشامدی است که حالمان راخوب می کند

آدمی که منتظر است
هیچ نشانه خاصی ندارد!
فقط
باهرصدایی برمیگردد


"یک نفر
کاش همین لحظه
همین جا فی الفور
برسداز ره و
حال دل من خوب شود.."

امضا:منتظراتفاقات خوب!


در منوی بلاگ ببینید "یک صفحه نور"‌
Designed By Erfan Powered by Bayan