اصلا من را چه به این حرفها؟! خودش پیش آمد!

به نام خدا

چند روز پیش پدرجان سوار تاکسی بود، و شخص دیگری هم که ازقضا عضو شورای شهر بوده و هست، کنار خیابان برای تاکسی دست بلند کرده و راننده بعداز پرسیدن مسیر گفته است: مسیرم از راه دیگری ست! وسوارش نکرده است! و آن شخص که عضو شورای شهر بوده و هست گفته: دور، دورِ ما هم می شود!! و پدرجان هم گفته: دور، دست شما افتاده که اوضاع اینگونه است!

حالا چندین سوال و علامت های تعجب!!

که مگر وقتی شورا بودند و حالا که هستند؛ دور، دستشان نبوده؟! اصلا این چه وضع تبلیغات است در آستانه انتخابات؟! مگر نه اینکه حالا باید خوبی هاشان را رو کنند تا رای بیاورند؟!

=> یا این جناب مطمئن است که قبول می شود و نیازی به تبلیغات و ظاهرسازی بازی ندارد! و همانطور که عضو شورا بوده و هست، باز هم قرار است باشد! یا میخواهد بگوید، این منم و این مَنِشَم، و شما باز هم به من رای میدهید و باز هم هر بلایی سرتان بیاید، حقتان است! و یا...خدا میداند!

از این سوال که بگذریم، سوال دیگری هم هست و آن اینکه، جنابشان که عضو شورا بوده و هست و مثل اینکه قرار است باشد، مگر ماشین شخصی ندارد که کنار خیابان برای تاکسی دست بلند میکند؟! راستش از اهل شهر و مسئولین پایتخت که پنهان نیست از شما چه پنهان[!] می گویند همین شخصی که عضو شورا بوده و هست و مثل اینکه قرار است باشد، دستشان به لوزالمعده شان میرسد! و عجیب است اگر ماشین شخصی نداشته باشند! حالا یا خواسته است، ایام نزدیک انتخابات در میان مردم باشد و بگوید: من هم از مردمم! که اگر هدف این بود و درست کردن ابرو، چشمش را هم زد و کور کرد! و یا اینکه خبر رسیدن دستشان به لوزالمعده خبر کذبی بیش نیست، و ایشانی که عضو شورا بوده و هست، نتوانسته دستش را به لوزالمعده برساند، خاطرش مکدر شده و آمده تا بگوید، اینبار دورِ اوست که دستش را به لوزالمعده برساند و دست ما را در پوست گردو بگذارد!

البته در یک حالت خوشبینانه می توان گفت، ایشان طرفدار هوای پاک است و از وسایل حمل ونقل عمومی استفاده میکند، باشد تا درسی برای شهروندان باشد!

درون جان* می گوید: نه دورِ توست و نه دورِ اویی که عضو شورا بوده و هست و مثل اینکه قرار است باشد! دور، دورِ اساتید است و فصل، فصلِ امتحانات. بنشین سر درس و مشقت!


*همان صدای درونم!

۲۰:۱۶
قالب بلاگ رضا
۱۹ ارديبهشت ۹۶ , ۲۰:۲۱
:)

پاسخ :

:/
خانم اشک
۱۹ ارديبهشت ۹۶ , ۲۰:۲۶
صداقت داشته !
گرفتی؟ صداقت داشته عزیزم :) :/

پاسخ :

بله:/
اشاره کرده بودم، احتمالا میخواد بگه من همینیَم که هستم!
میرزا ...
۱۹ ارديبهشت ۹۶ , ۲۰:۳۸
به نظرم به ندای درونتون گوش بدید و بچسبید به درس و کتاب و قلم و حتی تفکر در مورد چنین مسائل بی اهمیتی رو بذارید لای بقچه و چهار لا تا کنید و بذارید رو رف که دستتون بهش نرسه.

پاسخ :

واقعا قصد نداشتم، وارد چنین حیطه ای بشم، خودِ سوژه سرراهمون سبز شد!
به هرحال ترجیح میدم، به فکر نیمه شعبان و پروژه هفته آینده و امتحانهای میان ترم و پایان ترم و ماه رمضان باشم!
هلما ...
۱۹ ارديبهشت ۹۶ , ۲۲:۰۷
باید که این درون عزیز رو قدر دونست :)

پاسخ :

البته:)
فرشته ...
۱۹ ارديبهشت ۹۶ , ۲۲:۴۳
به نظر من بچسب به درس و مشقت که از اینها ابی گرم‌ نمیشه:))
یاعلی

پاسخ :

چشم:)
یاعلی
فرشته ...
۱۹ ارديبهشت ۹۶ , ۲۲:۴۴
به نظر من بچسب به درس و مشقت که از اینها ابی گرم‌ نمیشه:))
یاعلی

پاسخ :

بازم چشم:))
هاگورا ساواچی
۱۹ ارديبهشت ۹۶ , ۲۳:۲۴
حالا بنده خدا یه چیزی گفت. به بزرگی خودت ببخشش. :/

پاسخ :

من چیکارم که بخوام ببخشم؟!:| اصلا مگه حرف بدی زده؟!
هانی هستم
۲۰ ارديبهشت ۹۶ , ۰۸:۱۲
نظر منم همون درس و مشقه. 

به اون آقا هم باید بگی عوعو سگان شما نیز بگذرد...............

پاسخ :

مثل اینکه همه با درون موافقند!
sina S.M
۲۰ ارديبهشت ۹۶ , ۱۵:۱۶
حالا سر یه تاکسی سوار نشدن چرا جو دعوا و کتک کاری شده آخه ؟ 
به نظرم پدرتون باید به جای هیزم در اتش بحث انداختن ، در جواب ایشون یه نگاهی پوکر فیسانه بهشون مینداختن و میگفتن : خب الان چه ربطی داشت ؟؟ میخوای من پیاده شم تو سوار شو !!! 

بعدشم رئیس جمهورم اختیاراتش زیاد نیس حالا شورای شهر بیچاره فقط میتونه چارتا جوب رو جاشو عوض کنه یا اسم کوچه رو تغییر بده :/ 

پاسخ :

کسی کتک نزد و نخورد!!
من که خیلی از حوزه مسئولیت ها و اختیاراتشون آگاهی ندارم!
.. parinaz
۲۰ ارديبهشت ۹۶ , ۱۹:۴۴
فقط جمله ى اخر بشین سر درس و مشقت

پاسخ :

چشم^__^
احسان ..
۲۰ ارديبهشت ۹۶ , ۲۲:۴۰
آی گفتید
فصل فصل امتحاناته
یعنی رئیس FBI هم اگر میخواست نمیتونست منو اینجوری مجبورکنه شب و روز بشینم روی صندلی و درس بخونم!

پاسخ :

:/
ولی اساتید میتونند!
بای پولار
۲۱ ارديبهشت ۹۶ , ۱۴:۲۹
جالبه من اعضای شورای شهرم رو نه به اسم و نه قیافه نمی شناسم.

کارش فقط تظاهر و مردم فریبی بوده.

پاسخ :

راستش منم به قیافه نمیشناسم ولی خب پدرجان که مثل من نیست!

پریسا ..
۲۱ ارديبهشت ۹۶ , ۲۰:۴۵
چه پررویی بوده :-|

پاسخ :

دوستان میگن صادق بوده!!
پری ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌
۲۱ ارديبهشت ۹۶ , ۲۲:۱۲
وضعیت این کشور درست شدنی نیست 

پاسخ :

شاید هم هست!
سام نجفی نیا
۲۴ ارديبهشت ۹۶ , ۲۱:۳۶
++

پاسخ :

:|
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی

درانتظار اتفاقات خوب

به رسم محبت به نام خدا..

بسم الله الرحمن الرحیم
سلام
اتفاق در لغت به معنای حادثه وپیشامد است
و اتفاق خوب همان پیشامدی است که حالمان راخوب می کند

آدمی که منتظر است
هیچ نشانه خاصی ندارد!
فقط
باهرصدایی برمیگردد


"یک نفر
کاش همین لحظه
همین جا فی الفور
برسداز ره و
حال دل من خوب شود.."

امضا:منتظراتفاقات خوب!


در منوی بلاگ ببینید "یک صفحه نور"‌
Designed By Erfan Powered by Bayan