با تاسف فراوان و دعابرای مریضان و صبر برای بازماندگان رفتگان

++ نشر بدین خواهشأ تو وب هاتون. اینبار بیایم از مجازی استفاده ی مفید کنیم. خیلیا اونجا به خون احتیاج دارن. تهرانی های عزیز لطفأ عجله کنن.

*سناتور تد*

۱۶:۳۹

چرک کف دست 2

به نام همیشه بیدار

کماکان بر این باور هستم بعلاوه اینکه:

کسی که مشکلش با پول حل می شود هر چند که پول مذکور نباشد، لااقل میداند اگر پول باشد، مشکلی که هست دیگر نخواهد بود!

اما کسی که پول دارد و مشکلی که به دست پول حل نمی شود، حتی نمی داند برای حل مشکلش به دنبال که یا چه بگردد!!!

۲۰:۳۴

تولد جولیک مبارک:))

به نام بهترین

اول اینجا!

سلام
دیروز اولین کاری که کردم این بود که صبح زود بیدار شدم و البته مادرم شب قبلش تهدید کرده بود که اگر زود بیدار نشوم با آب پاش به سراغم بیاید. و نمی دانست که من پیشاپیش تصمیم به سحرخیزی گرفته ام.(خلاصه اینکه کل روز فکر میکرد تهدیدش اثر کرده!!) 
خانه را یک جاروی اساسی کردم!
مادرم بعد ازمریضی که داشت خیلی وقت بود بیرون نرفته بود.و دیروز بعدازمدت ها دلی از عزا درآوردیم و کلی خیابان ها را متر کردیم و بازار گردی کردیم و عجیب ارزانی بیداد میکرد!!!!
مادرم جزو آن دسته پاساژ گردهایی هست که شاید همه اجناس مغازه را چک کند و آخر هم جنس باب میلش را پیدا نکرده  چیزی نخرد! من هم قبل از بیرون رفتن از خانه کلی حوصله ام را جمع کرده بودم که غر نزنم. والبته این بار مادرم جلوی حوصله من کم آورد و از گشتن طبقه آخرِ آخرین پاساژ صرف نظر کرد. 
طبق معمول هر دفعه ای که من و مادرم بیرون رفته باشیم، گم شدیم!! و بازهم طبق معمول هر دفعه انگار نه انگار که گم شدیم، به مسیری که نمی شناختیم ادامه میدادیم و ویترین مغازه های خیابانی که نمی شناختیم را هم ازدست نمی دادیم. مکالمه بین من و مامانم هر دومغازه یک بار:

مامان: این جا کجاست؟کدوم ور میریم؟
+ نمیدونم!!

بعد ازمدت ها خانه نشینی کلی خوش گذشت و کلی خسته شدیم. بعد از رسیدن به خانه هم برای دوتاییمان شیر گرم کردم و خوردیم. و با اینکه بعد از آن همه گشت و گذار آخرش دست خالی به خانه برگشتیم، اما روز خوبی بود:)

*با تشکر از جولیک*

 ++اگر دوست داشتید برای سلامتی مادرهایی که کنارمان هستند و شادی روح مادرهایی که تنها یادشان را برایمان گذاشته اند صلواتی بفرستید.



۱۱:۴۴

حاصل shelf تکانی!

بعدازمدت ها دستی در قفسه کتاب و دفترهایم بردم. و از لابه لایشان چیزی پیدا شد که شاید خالی از لطف نباشد.

۲۰:۱۷

نقد

به نام او


+ یه نقدی از من بکن.

- ؟؟

+ استاد کاف گفته یکی از نقدهایی رو که یک نفر ازتون کرده بنویسید.

- چی بگم؟

+ تو خیلی وقت ها از من انتقاد میکنی. یکی از اونارو الان بگو.

- ...رو بعضی اعتقاداتت تعصب زیادی داری که گاهی فکر میکنم حرف دیگه ای رو نمی شنوی.

+ مثلا؟؟

- مقلا استاد "ر" رو خیلی قبول داری. در حالی که خیلی از حرفاش اصلا درست نیست.

+ مثلا کدوم حرفاش؟

- اومم اصلا همین استاد صاد هم روی بعضی اعتقاداتش زیادی متعصب هست.

+ استاد "ر" رو نگفتی؟ مثلا کدوم حرفاش درست نیست؟

- همین چند روز پیش آقای پ مثال میزد. الان یادم نیست.

+ {آیکون لبخند} یه نقد دیگه نداری؟ برای فردا لازم دارم.

- خیلی کُندی!!دستت تو کار کردن کنده. کارهات رو آروم انجام میدی و باعث میشه خیلی جاها وقت کم بیاری.

+ اوهوم. همینو می نویسم.


"پیشنهاد میشود."

۱۶:۴۹

Back to blog winterly

۱۰:۲۰

درانتظار اتفاقات خوب

به رسم محبت به نام خدا..

بسم الله الرحمن الرحیم
سلام
اتفاق در لغت به معنای حادثه وپیشامد است
و اتفاق خوب همان پیشامدی است که حالمان راخوب می کند

آدمی که منتظر است
هیچ نشانه خاصی ندارد!
فقط
باهرصدایی برمیگردد


"یک نفر
کاش همین لحظه
همین جا فی الفور
برسداز ره و
حال دل من خوب شود.."

امضا:منتظراتفاقات خوب!


در منوی بلاگ ببینید "یک صفحه نور"‌
Designed By Erfan Powered by Bayan